کانال تلگرام درگاه فیلم ایران

نقد و تحليل فيلم «مرد سگي» - 2018 - ماتئو گارونه / کرگدن

نقد و تحلیل فیلم «مرد سگی» - 2018 - ماتئو گارونه / کرگدن

نقد و تحلیل فیلم «مرد سگی» - 2018 - ماتئو گارونه / کرگدن

به گزارش «درگاه فیلم ایران» و به نقل از «کرگدن» فیلم سینمایی «مرد سگی» - 2018 - ماتئو گارونه مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. / گروه نقد فیلم «کرگدن» را در اینستاگرام دنبال کنید (کلیک کنید)

 کپی برابر یا نابرابر اصل / محمد تیزرو

ستاره (از چهار): 

در ابتدای امر فیلم از نامی استفاده کرده که به گوش مخاطب آشناست. همچون فیلمای ابر قهرمانی مانند مرد عنکبوتی ، مرد آهنی و دیگر موارد، این اسامی اشاره به ویژگی مشترک قهرمان دارد، ویژگی ای که کارکتر اصلی در موضع قدرت از ویژگی های آن موجود در خود بهره می برد. مرد سگی نیز در این قسمت از این قاعده مستثنی نیست بلکه به صورتی افراطی شاخصه های رفتاری یک سگ را در برخورد با دنیا به صورت بلفعل در خود دارد.

اما در اینجا صرفا با مردی با رفتار های سگی طرف نیستیم، با مردی با رفتار های سگ های بی خانمان طرفیم، مردی که همانند سگ وفادار به نظر می رسد پتانسیل کتک خوردن بالایی دارد و شاید در موقع مناسب واکنشی خارج از طبیعت رام شده اش از خود بروز دهد، تنهایی او هم در بطن داستان منطقی و قابل پی بینی می باشد.
اما جدا از بحث اسم و ویژگی های مشترک «مارچه» با خصلت های سگ مانند که در لایه های زیرین فیلم جا خوش کرده است آنچه که در فیلم و داستان آن اتفاق می افتد مهم است، «مارچه» انسانی تنها به نظر می رسد یا شاید انسانی در حاشیه جامعه. حتی این ویژگی را می توان در جایگاهی که او مغازه دارد متوجه شد زیر ساختمانی بزرگ در جایی که به خوبی دیده نمی شود و در محله ای فقیر نشین، در نقطهه مقابل او «سیمونه» قرار دارد. موجود شر که همیشه برای مواد گرفتن به «مارچه» مراجعه می کند او را کتک می زند، به او زور می گوید سرش کلاه می گذارد. ولی «مارچه» با توجه خصلت هایی که در اول مقاله ذکر شد او همچون سگی به او وفادار است که این وفاداری به ظاهر ریشه در تنهایی او دارد، اما نکته قابل توجه که شاید به فیلم آسیب زده تناقض رفتاری «مارچه» است، رفتار او مانند شخصیتی است که زمانی در موضع ضعف قرار بگیرد سعی در سازش و کنترل کردن ماجرا بدون خشونت می کند اما زمانی که در موضع قدرت قرار بگیرد آسیب می زند. به طور مثال آنچه که در فیلم اتفاق می افتد، «مارچه» در برابر اجتماع آسیب پذیر است و سعی در سازش دارد اما هیچ وقت متوجه جدایی او از همسرش نمی شویم چرا همسرش علاقه ای به هم صحبتی با او ندارد مگر جز این است که او به افراد نزدیک خود که در موضع ضعف قرار دارند ضربه می زند اما متاسفانه این حلقه گمشده فیلم است که تا پایان فیلم هیچ جوابی به آن داده نمی شود.
مورد بعدی که به نظر باز تناقظی دارد زمانیست که او به پلیس «سیمونه» را لو نمی دهد و به وعده مقدار پولی بزرگ رفتن به زندان را به جان می خرد جدا از اینکه اصلا مشخص نمی شود چگونه در 10 ثانیه یکسال می گذرد و در نهایت در دیالوگ متوجه گذر زمان می شویم، آگاهی مارچه از بد قولی «سیمونه» است او مطمئن است که او حتی کمترین بدهکاریش را هم صاف نکرده و این ساده انگارانه است که فکر کنیم صرفا بخاطر تنها نماندن است که او حاضر به پذیرش زندان می شود.
توجه: حاوی اسپویل
جدای از نقص ها و گذر زمان عجیب و اذیت کننده زندان، پایان فیلم در خشان است، حال او بخاطر تمام بی رحمی های «سیمونه» ناخواسته مجبور به قتل او می شود او را اتش می زند و زمانی که به زمین فوتبال می رود کسی به او توجه نمی کند او جنازه را با خود با زمین فوتبال می اورد ولی کسی نیست به محوطه محله می برد و باز هم کسی نیست حالا او به صورت واقعی به موجودی تنها و نامرئی تبدیل شده.
فیلم در پلات کلی اش درام را شکل می دهد و مخاطب را تا پایانش نگه می دارد البته به این مورد هم می توان اشاره کرد که فیلم آنچنان هم از لحاظ بصری اثری قوی نیست و صرفا خود را محدود به آنچه در داستان قرار است بیافتد محدود کرده همین مورد در موسیقی هم صادق است و صرفا همه چی به داستان خلاصه می شود.
 

وفادار مثل سگ / امین محمدی

ستاره (از چهار): 

فیلم مرد سگی روایت شخصیتی است که با سگ ها سر و کار دارد و از آن ها نگه داری و مراقبت می کند. شخصیت اول فیلم مارچلو مردی ساده است که مثل یک سگ رام شده وفادار است. او بیشتر وقت خود را در مغازه اش و با دوستان و همسایگان خود تقسیم میکند و هر از گاهی با دخترش به تفریح و سفر میرود. و البته برای درامد بیشتر به فروش کوکایین دست میبرد. او به شدت، به سیمونه شخصیت خلافکار و شر فیلم وفادار است.اما وفاداری به چه قیمتی؟

فیلم از جایی شروع میشود که مخاطب میفهمد مارچلو وفاداری خاصی نسبت به سیمونه دارد. اما بقیه هم محلی های مارچلو، دل خوشی از سیمونه ندارند. زیرا او یک بوکسور سابق و خشن است که در محله ایجاد ناامنی و اقدام به زورگیری میکند. وفاداری ادامه پیدا میکند تا زمانی که همسایگان مارچلو با استفاده از آدم کش هایی دست به قتل سمیونه میزنند، مارچلو او را از مرگ نجات میدهد. روزی سیمونه میفهمد، مغازه مارچلو به طلافروشی همسایه راه دارد و از او میخواهد که دزدی کند. مارچلو اول مخالفت میکند اما به دست زور بازوی سیمونه این موضوع را میپذیرد ولی از سیمونه میخواهد که اتفاقی نیافتد. موضوع  لو میرود و مارچلو به زندان میافتد و پس از آزادی دیگر اعتباری نزدی همسایگان خود ندارد. او پیش دوست قدیمی خود سیمونه میرود و از او میخواهد که درصدی که در ازای لو ندادن از دزدی به او قول داده بود پرداخت کند. اما سیمونه زیرش میزند. مارچلو عصبی، موتور سیمونه را لت و پار میکند و در جواب اینکارش سیمونه گوش مالی بدی به او میدهد. در پلانی شاهکار ما چهره زخمی مارچلو را میبینیم که نشان از زخم درونی و تغییر او دارد.

دیگر مارچلو شخصیت وفادار سابق نیست و حال به یک سگ وحشی تبدیل میشود. او با ترفندی، سیمونه را به مغازه میبرد و از او میخواهد برای باجگیری از گروهی، به داخل قفس برود و آن ها را غافلگیر کند. به محض ورود سیمونه به داخل قفس سگ، مارچلو در قفس را قفل میکند و شروع به تحقیر سیمونه میکند. سیمونه ضرباتی محکم به قفس میزند و در حال خارج شدن است، که مارچلو با جسمی به سر او ضربه میزند. در ادامه ما همچنان میبینیم که مارچلو قلبی مهربان دارد و در حال مداوای سیمونه است ولی با هم درگیر میشوند و زنجیری که در گردن سیمونه هست او را خفه میکند و میکشد. حال مارچلو میخواهد وفاداری خود را بازیابد و شرافت از دست رفته خود را به دست آورد. او پیش همسایگان میرود و فریاد میزند که سیمونه را کشته است. اما کسی به او محل نمیگذارد و او اینبار با جسد سیمونه بر دوش می آید، اما کسی نیست؛ پلانی شاهکار از مرد سگی، جسد و موقعیت. فیلم در پلات کلی درست میکند و ضعف های آن کوچک هستند و اگر اصلاح میشدند فیلم میتوانست یک شاهکار تمام عیار شود. چیزی که در فیلم درنمیاید و به نظر اضافه است رابطه مارچلو با خانواده است، که به شکل خوبی پرداخت نشده و با حذف آن چیزی از دست نمیرفت. گذر زمانی که مارچلو در زندان بود و سپس آزاد میشود نیز با یک فید و اندکی ریش بر چهره بسته شده که سطحی است.مردی سگی روایت وفاداری است. اما وفاداری به چه کسی و به چه قیمتی؟ هر نوع وفاداری بازگشت خوبی ندارد و گاهی باعث میشود مثل مارچلو تمام اعتبار و شرافت ادمی را بگیرد و در نهایت حتی کسی که به او وفادار بودیم دیگر نباشد.

نظرات شما
نظری درج نشده است.
درج نظر شما
نام: 
ایمیل: 
نظر شما: 
+ مشاهده لینک های اصلی سایت